۱۳۸۸ فروردین ۲۲, شنبه

مهاجرت به بلاگر



پس از حدود 100 پست در وبلاگ "این دو تن" در بلاگفا in2tan.blogfa.com ، به دلیل مشکلاتی که وبلاگ قبلی پیدا کرده بود و به دلیل امکانات بیشتر بلاگر تصمیم گرفتیم به اینجا یعنی in2tan.blogspot.com مهاجرت کنیم.
اگر شما از کسانی هستید که به ما لینک داده اید و یا گاهی از سر لطف(یا هر دلیل دیگری) سری می زنید، به شما خوش آمد می گوییم
.

گزارشي از اعتراضات دانشجويي نسبت به تخلفات كميته انضباطي در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران



گزارشي از اعتراضات دانشجويي نسبت به تخلفات كميته انضباطي در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

عدم صداقت رئیس کمیته‌ی انضباطی در عمل به تعهدات

خبرنامه امیرکبیر: در ايام امتحانات ترم گذشته (بهمن‌ماه ۱۳۸۷)، حادثه¬ي ناگواري (سقوط از طبقه چهارم كتابخانه خوابگاه) براي يكي از دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي، نبي پيرمحمدي اتفاق افتاد. در همان روز حادثه، اين دانشجو بايد در كميته انضباطي حاضر مي¬شد تا در مورد اعتراض صنفي دانشجويان نسبت به پيدا شدن ناخن در غذاي كوي دانشگاه، مورد بازجويي قرار گيرد. ضمن آنكه بايد دوباره يادآور شد كه اين احضار در ميانه¬ي امتحانات پايان ترم صورت گرفت.

اين حادثه و ديگر موارد مشابه وهمچنين تخلفات متعدد و آشكار كميته انضباطي در سالهاي اخير، دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي را بر آن داشت تا خواهان پاسخگويي مسئولان باشند.

فعالان مطبوعاتي دانشكده با صدور بيانيه¬اي تاثر خود را نسبت به فاجعه رخ داده اعلام داشتند. دانشجويان در اين بيانيه با ذكر موارد تخلف كميته انضباطي، مطالبات خود را مطرح کردند و بر لزوم تحقق اين مطالبات و ادامه اعتراضات تاکيد ورزيدند. در پي آن، روز ۲۷ بهمن دانشجويان با برپايي تريبون آزاد در دانشکده، اعتراض عمومي خود را اعلام داشتند. به دنبال آن دانشجويان با تجمع در حوزه رياست دانشکده، خواهان پاسخگويي مسئولان شدند. هيئت رئيسه پذيرفت که هفته بعد، از معاونت دانشجويي دانشگاه تهران و رئيس کميته انضباطي دکتر قمصري و دبير کميته انضباطي آقاي غلامعلي زاد دعوت کند تا در ميان دانشجويان معترض حاضر شوند و پاسخگوي موارد متعدد تخلفات مرتبط با کميته انضباطي باشند. يکشنبه چهارم اسفند اولين جلسه دادخواهي دانشجويان تشکيل شد و دکتر قمصري و هيئت رئيسه دانشکده در برابر دانشجويان حاضر شدند تا پاسخگوي مطالبات دانشجويان باشند. در آن جلسه موارد متعدد تخلفات کميته انضباطي مطرح شد. از جمله اين تخلفات، صدور حکم بدون احضار دانشجو، احضار در ايام امتحانات و وارد نمودن فشارهاي رواني در آن ايام بر دانشجويان، عدم تفهيم اتهام صحيح توسط دبير کميته‌ي انضباطي، برخورد نامناسب، غيرمنطقي و در پاره¬اي از موارد غير اخلاقي دبير کميته‌ي انضباطي، کتمان و انکار حق دفاع حضوري از سوي دبير کميته‌ي انضباطي، ابلاغ حکم در ايام امتحانات، صدور حکم خارج از اختيارات کميته‌ي بدوي و ديگر موارد تخلف کميته انضباطي بود که از سوي دانشجويان ذکر شد. دکتر قمصري در آن جلسه با فرافکني¬ها و به حاشيه کشاندن بحث، حاضر به قبول هيچ¬يک از موارد تخلف نشد و نسبت به اعتراض دانشجويان بي¬تفاوت بود. در آن جلسه که در تالار ابن خلدون دانشکده برگزار شد حدود ۵۰۰ دانشجو خواهان پاسخگويي مسئولين بودند. دانشجويان مطالبات خود را بدين شرح اعلام کردند:

• برکناري دبير کميته‌ي انضباطي دانشگاه و معرفي دبير جديد با مشورت اعضاي شوراي دانشگاه
• پشتيباني مالي و تامين کامل هزينه‌هاي درماني دوست هم دانشکده‌اي، نبي پيرمحمدي
• سپردن انتخاب نمايندگان دانشجويي کميته‌ي انضباطي به شوراي صنفي دانشجويان
• توقف بي‌قيد و شرط احضار دانشجويان در ايام امتحانات، تعطيلات نوروز و تابستان
• فراهم آوردن امکان دفاع حضوري در جلسه‌ي تصميم‌گيري براي تمام دانشجويان احضارشده به کميته‌هاي انضباطي
• صدور احکام انضباطي در چارچوب آيين‌نامه‌ي انضباطي و توقف برداشت‌هاي غيرحقوقي و رويه‌هاي غيرقانوني
• مستند کردن دقيق احکام صادرشده براي دانشجويان به مواد آيين‌نامه و شيوه‌نامه‌ي اجرايي در متن حکم ابلاغي

سرانجام دکتر قمصري پاسخگويي را مشروط به بررسي بيشتر در مورد تخلفات و ارائه مستندات از سوي دانشجويان دانست. و قرار بر آن شد تا دانشجويان مستنداتي در مورد برخي از تخلفات اين کميته ارائه دهند و دکتر قمصري متعهد شد تا هفته بعد دوباره در دانشکده حضور يابد و نتيجه بررسي¬هاي خود را اعلام دارد. ضمن اينکه دکتر قمصري در جلسه اول منکر هر گونه تخلف از سوي کميته انضباطي شد و حتي شهادت بسياري از دانشجويان مورد ظلم قرار گرفته را نيز نپذيرفت. در هر صورت دانشجويان در کمتر از دو روز مستنداتي از برخي موارد تخلفات فراقانوني اين کميته آماده کردند و در اختيار دکتر قمصري و فرهاد رهبر قرار دادند.

روز سه¬شنبه ۱۳ اسفند دومين جلسه دادخواهي در تالار ابن خلدون دانشکده و با استقبال زياد دانشجويان برگزار شد. دکتر قمصري در ابتداي جلسه سعي بر آن داشت تا موارد تخلف کميته انضباطي را که در مستندات ارايه شده از سوي دانشجويان مشهود بود و امکان انکار آنها وجود نداشت، اشتباهات کوچکي عنوان کند که در برخي موارد اتفاق مي¬افتد. اما در ادامه برنامه و با حضور برخي از دانشجوياني که بطور ناعادلانه و غير قانوني مورد ظلم احکام و عملکرد مسئولين کميته انضباطي قرار گرفته بودند و ارائه برخي مستندات غيرقابل انکار از سوي دانشجويان، دکتر قمصري ديگر قادر به نپذيرفتن موارد تخلف نبود چرا که کميت و کيفيت تخلفات فراتر از آن بود که تحت عنوان اشتباهات کوچک بتوان از زير آنها شانه خالي کرد.

در آن جلسه دکتر قمصري بسياري از موارد تخلف کميته انضباطي را پذيرفت و در مورد مطالبات دانشجويان در ارتباط با هزينه¬هاي مالي درمان نبي¬ پيرمحمدي و تغييرات در ارتباط با کميته انضباطي سر تسليم فرود آورد و در حضور حدود ۵۰۰ دانشجو، متعهد شد تا تمامي مطالبات دانشجويان را به انجام برساند و فقط عزل دبير کميته انضباطي را مستلزم بررسي بيشتر دانست.

دانشجويان نيز در پايان جلسه با صدور بيانيه شماره ۷ بر تداوم اعتراضات تا تحقق تمامي مطالبات تاکيد کردند و از تشکيل «کميته پيگيري حقوق دانشجويان احضار شده به کميته انضباطي» و دنبال نمودن روند تحقق مطالبات و ادامه اعتراضات از طريق اين کميته خبر دادند و با توزيع فرم¬هاي عضويت از تمامي دانشجويان دعوت کردند تا با پيوستن به اين کميته و همکاري با آن در پيگيري موثر و فراگير حقوق دانشجويي، همکاري نمايند.

علي¬رغم پذيرش موارد تخلف کميته انضباطي در جلسه ۱۳ اسفند از سوي دکتر قمصري و متعهد شدن ايشان براي رسيدگي به موارد تخلف، اما در تاريخ ۱۹ اسفند دکتر قمصري در مصاحبه¬اي با خبرگزاري مهر، هرگونه تخلف در کميته انضباطي دانشگاه را تکذيب کرد. مهدي قمصري در گفتگو با خبرنگار مهر درباره نقد دانشجويان نسبت به عملکرد کميته انضباطي گفت: «نکاتي که دانشجويان مطرح مي¬کردند ادعاي تخلفات خيلي جدي از سوي کميته انضباطي بود اما پس از بررسي پرونده¬هاي مشخصي که از سوي دانشجويان مطرح شد به اين جمع¬بندي رسيديم که تخلفي در بررسي اين پرونده¬ها صورت نگرفته و شوراي انضباطي دانشگاه بر طبق وظيفه خود عمل کرده است.»

اين در حالي است که دکتر قمصري در فاصله بين جلسه اول و جلسه دوم و ارايه مستندات از سوي دانشجويان به بررسي برخي پرونده¬هاي مطرح شده از سوي دانشجويان پرداخت و در جلسه دوم دادخواهي، صريحا در حضور دانشجويان موارد تخلف کميته را پذيرفت و به خواسته¬هاي دانشجويان و حقانيت آنها پاسخ مثبت داد. اما به فاصله چند روز در مصاحبه با خبرگزاري مهر تمام موارد را با بي¬اخلاقي و توسل به عبارات دروغ ، تکذيب کرد.

چنين عملکردي هر چه بيشتر بر عدم صداقت مسئولين و همچنين بر تخلفات کميته انضباطي، صحه مي¬گذارد چرا که مطالب عنوان شده از سوي دکتر قمصري در مصاحبه با خبرگزاري مهر يکي ديگر موارد تخلف اين کميته است که بر تخلفات گذشته افزوده مي¬شود و هر چه بيشتر دروغ¬گويي¬ها و عدم پاسخگو بودن دکتر قمصري را آشکار مي¬سازد.

ضمن آنکه روز سه ¬شنبه ۲۰ اسفند اولين نشست عمومي کميته ¬ي حمايت از حقوق دانشجويان احضار شده به کميته انضباطي تشکيل شد و تصميماتي در مورد ادامه روند اعتراضات و پيگيري مطالبات و رسيدگي به تخلفات، اتخاذ گرديد.
http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019271

http://bamdadkhabar.com/2009/03/post_1068/

پاسخ کميته حمايت از حقوق دانشجويان احضار شده به کميته انضباطي به اظهارات دکتر قمصری
http://bamdadkhabar.com/2009/03/post_1201/

آدرس وبلاگ
کمیته حمایت از حقوق دانشجویان احضار شده
به کمیته انضباطی دانشگاه تهران:
http://ut-commitee.blogfa.com

سایه ای در تاریکی



نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 14:32 شماره پست: 96
چونان یخی بر ساحل تابستان آب نخواهم شد
سپیده دمی با نسیمی فرو خواهم شکست؛
چون درخت موریانه خورده ای که هنوز شاخه هایی سبز دارد.
سپیدی مویم را اینجا کسی نخواهد دید؛
شکستن صدایم را کسی نخواهد شنید؛
ناپدید خواهم شد، چون سایه ای در تاریکی.

عظیم حسن زاده





نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387 ساعت 17:53 شماره پست: 95
از گفتن ریز ماجرا به دلیل مسائل آکادمیک معذورم اما اگر دیشب دوست عزیزم عظیم حسن زاده(chalish.blogfa.com)(بلاگفای ابله داره اذیت میکنه و نمیذاره مثه آدم لینک بدم) تا صبح بیدار نمی ماند و به فریادم نمیرسید فنا میشدم.
دیشب شب بدی بود و امروز روزی خوب.

شوری آش و رسیدن خبر به خان




نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 15:36 شماره پست: 94
احمد توکلی رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در سایت الف می نویسد:
وزیر محترم نفت در برابر اعتراض بنده[به برداشت غیرقانونی و بیش از حد مصوب از صندوق ذخیره ارزی] گفت: قبول دارم خلاف است ولی چون کشور محتاج بود، با مسوولیت خود و با اطلاع ریاست جمهور این کار را کردم. پاسخ شنید که شما تنها مسوول اجرای قانون هستید و حق تشخیص مصلحت بدون اذن قانونگذار ندارید. موافقت رییس جمهور هم با کار شما اثري بر غیرقانونی بودن اقدام ندارد، تنها ایشان را هم شریک جرم می‌سازد.
قانون شکسته شد با صراحت تمام، مجلس در برابر این قانون‌شکنی آشکار سکوت کرد، میلیارد‌ها دلار بیش از حد مجاز قانون، منابع ارزی تلف شد، آن همه آسیب از افزایش مصرف بنزین بر مردم تحمیل شد. اگر این دلارها در حساب ذخیره ارزی باقی می‌ماند و در سال پردردسر 1388 به کارمان می‌آمد، بد بود؟ اگر دلارهاي مذكور به جای مصرف غیرقانونی، در تحقق قانونِ اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 در اختیار بخش خصوصی و تعاونی قرار می‌گرفت تا صرف تولید و اشتغال شود چطور؟ یا برای توسعه و اتمام فازهای پارس جنوبی صرف می‌شد و بخشی از عقب‌ماندگی ما از قطر را در بهره‌برداری از میدان مشترک جبران می‌ساخت بهتر نبود؟ به وزیر نفت در کمیسیون بودجه گفتم که کار غیرقانونی وزارت نفت درست مانند این است که شما دست در جیب کسی بکنید و بدون رضایت وی پولی را بردارید. شما که فرد خوش‌سابقه و متدینی هستید، حاضرید این کار را بکنید، که نیستید. حالا دست در جیب 70 میلیون کرده‌اید و در قیامت ضامن همه تبعات فقدان این منابع هدر رفته در حساب ذخیره هستید. نمي‌دانم چه پاسخي خواهند داد.
واي اگر از پس امروز بود فردايي!
............................................................................................................................................................
وقتی داد احمد توکلی در می آید دیگران باید سکوت کنند. این علیرضا نوری زاده، محسن سازگارا یا مثلا تاج زاده نیست که دارد به دولت احمدی نژاد میگوید دزد. این احمد توکلی اصولگرای ذوب در ولایت است. آش آنقدر شور شده که خبر به خان رسیده است.
حالا آقای توکلی عزیز یک سوال:
اگر کسی برای آن که منافع مادی و معنوی و وزارت و وکالتش به خطر نیافتد پشت "کسی که دست در جیب 70 ملیون کرده" بایستد، چه طور اصولگرایی است و اگر اصولگراست آن اصول چگونه اصولی است؟

جهان دوست/نفرت دارد



نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 23:33 شماره پست: 93
همین الان یک فکر احمقانه جالب(به نظرتان ممکن نیست!؟) به سرم زد:
راهی کودکانه پیدا کردم برای اینکه بفهمیم جهان چه چیزهایی را دوست دارد و از چه کسانی یا چیزهایی متفنر است. گرچه سادلوحانه است(مثلا چون بعضی از مطالب حالت تمسخر دارد) ولی یک تصویر کلی به آدم می دهد. برای این کار روش زیر را امتحان کنید(فرض کنید میخواهید بدانید نظر جهان راجع به X چیست):
1. به Google بروید.
2.وارد کنید "I love X"
3. تعداد نتایج پیدا شده را یادداشت کنید.
4. وارد کنید "I hate X"
5. تعداد نتایج پیدا شده را یادداشت کنید.
6. تا همینجا کافی است ولی اگر سرتان درد می کند به این صورت ادامه دهید:
7. اگر بیشتر بودن یا کمتر بودن Love را نماد علاقه بدانیم نتایج به دست آمده به دو گروه منفورها و محبوبها تقسیم می شود
8. عدد کوچکتر را بر بزرگتر تقسیم کنید و یک را منهای عدد به دست آمده کنید تا شدت علاقه و نفرت درون گروهها با هم قابل مقایسه شود.

نتایج حاصله در مورد بعضی از موارد به شرح زیر است:
1. بوش: علاقه 43900 - نفرت 94800 - نفرت با شدت 54%
2. اباما: علاقه 167000 - نفرت 22000 - علاقه با شدت 87%(این یکی به نظر من قابل اطمینان نیست چون اوباما به طرز گستزده تبلیغات اینترنتی با پداخت پول کرده است و ممکن است نتایج شامل آنها شده باشد)
3. ایران: علاقه 11600 - نفرت 836 - علاقه با شدت 93%
4. آمریکا(America): علاقه360000 - نفرت 53100 - علاقه با شدت 86%
5.آمریکا(USA): علاقه 68300 - نفرت 24800 - علاقه با شدت 74% (این جستجو را با دو کلمه متفاوت کردم تا قابلیت اطمینان روش را بسنجم. در ضمن آمریکا ممکن است قاره آمریکا را هم در بر بگیرد)
6. احمدی نژاد: علاقه 99 - نفرت 312 - نفرت با شدت 69%
7. خاتمی: علاقه 53 - نفرت 7 - علاقه با شدت 87%
نتیجه گیری اخلاقی: آدمی برای پوزیتیویست بودن باید تا حدی احمق باشد ولی به نظر من گاهی احمق بودن بهتر از پست مدرن بودن و گفتن چرندیات کاملا بی پایه و اساس(چرندیات پوزیتویستها حداقل کمی پایه و اساس دارد) است.

گام اول



نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 ساعت 9:32 شماره پست: 91
تمام زندگیم را با عشق، به خودم تقدیم به می‌کنم، زیرا که عشق به خود سرچشمه عشق به انسان است و آنکه خودش را دوست نمی‌دارد، از تجربه واقعی دوست داشتن دیگری محروم است. تا زمانی که طعم خود بودن را احساس نکنی، لذت عشق به خود و زندگی خود را احساس نکنی، تا آن هنگام که در هوای لذت‌های شخصی پرواز نکرده باشی، پرواز دیگران و لذت آنان، برای تو چه معنی خواهد داد. تا معشوقت را تنگ در آغوش نکشیده باشی، می‌توانی دخترها و پسرها را توی خیابان کتک بزنی، مقنعه سر دختربچه‌ها بکنی و به آدم‌های دست و پا در گل، سنگ پرتاب کنی.
تمام بدبختی‌ها وقتی شروع می‌شود که آدم عاشق خودش بودن را فراموش می‌کند و ناخودآگاهانه می‌آموزد که این عشق را به دیگری مجسم و نامجسم فرابیافکند. "آنکس که نمی‌تواند همسایه‌اش را دوست بدارد در عشق شخصی نیز کامیاب نخواهد شد" اما آنکس که خودش را دوست نمی‌دارد، همسایه‌اش را چگونه دوست خواهد داشت. تا در لحظه لحظه موسیقی گم نشده باشی، نوای موسیقی همسایه به راحتی تو را خواهد آزرد و تو شرم نخواهی کرد که برای خاموشی این نوا، دستگاه سرکوب را فرابخوانی. تا طعم خوش غذا را در دهانت مزه مزه نکرده‌ باشی، خوردن و آشامیدن دیگران کی در نگاهت منظره‌ای انسانی خواهد بود.
وقتی خودت را دوست نداشته باشی و ناچیز بشماری، نفرت از دیگری چه آسان به سراغ تو خواهد آمد و تو هیچ فاصله‌ای نداری با کسی که خودش را با بمب بین زن‌ها و بچه‌ها منفجر می‌کند و همان کسی هستی که از پاره‌های بدن انسان‌ها احساس لذت و پیروزی کرده و به آدمکشی کور مباهات می‌کند.
او آموخته است که زندگیش ارزشی ندارد و تنها باید آن را با کسی معامله کند تا چیز با ارزشی به دست بیاورد. آموخته که زندگی آدم به خودی خود چیز ارزشمندی نیست و او باید زندگیش و زندگی دیگران را فدای چیز با ارزشی کند و کسی که این را می‌آموزد، برای زندگی آدم‌های توی برج، توی مترو، توی خیابان، توی بازار و توی رختخواب چه ارزشی می‌تواند قائل باشد. کسی که این را آموخته می‌تواند سوار کشتی‌اش شود، به آن طرف دنیا برود و آدم‌ها را در ارض مقدس بکشد و پیروزمندانه کشته شود. کسی که این را آموخته بچه‌هایش را هم می‌تواند سوار کشتی کند و به اشاره‌ای در اقیانوس متلاطم رهایشان کند. کسی که این را آموخته می‌تواند آدم‌ها را لخت کند و گروه گروه بسوزاند. کسی که این را آموخته حتی خودش و معشوقه‌اش را هم می‌تواند بسوزاند. کسی که این را آموخته ترسی ندارد از اینکه خودش را وسط آدم‌ها و با آن‌ها بترکاند. او می‌تواند در خانه تیمی همرزمانش را شلاق بزند و با قرار ناسالم تصفیه تشکیلاتیشان کند. می‌تواند جلوی مسجد به هر آدم ریشداری شلیک کند. جمع کردن زن‌های عقب افتاده، بمب بستن به آن‌ها و فرستادنشان وسط بازار را عمل قهرمانانه‌ای می‌داند و برایش کاری ندارد که روی صورت کوچک دختر مدرسه‌ای‌ها اسید بپاشد.
کسی که این را آموخته می‌تواند گوشش را سوراخ کند و درونش یک چیز، فرو ‌کند. این آدم آن‌قدر رژیم می‌گیرد تا از گرسنگی بمیرد. دستش را با سیگار می‌سوزاند تا حرفش را به هم‌اتاقیش اثبات کن. کسی که این را آموخته خود منم، خود تویی. بیهوده است اگر بخواهی به کسی که خودش را دوست ندارد و از بودن با خودش لذت نمی‌برد، عشق به دیگری را یاد بدهی، عشق به انسان را یاد بدهی، انسان همین خود منم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن: در مطلب قبلی نوشته بودم خود شیفتگی اپیدمی شده است. لطفا قبل از اینکه این مطلب را به من یادآوری کنید به نام مطلب توجه فرمائید.